X
تبلیغات
my love is jang geun suk for ever - دختران برتر از گل.قسمت اول

با ترس و لرز در کمدشو باز میکنه.به محض باز کردن درکمد دیگه نمیتونه چیزی ببینه.تنها چیزی که میتونه ببینه کارت قرمزیه که عکس جمجه ی انسان روشه.کارت قرمزی که حکم سند مرگ رو داره.کارت قرمز F4

میدونه که کارش ساختست.برمیگرده تا ببینه که کسی متوجهش شده یا نه که صدای یکی تو راهرو میپیچه

_هوووووووو.هان میونگ سوو.سال اولی رشته ی هنر.خیلی دلم برات میسوزه.ولی چاره ای نداریم.یه دستوره

صدای کس دیگه ای تو راهرو میپیچه:میدونی که وقتی F4 فوق العده دستوری میده باید انجام بشه.

چند لحظه بعد صدای جیغ و فریاد کل مدرسه رو پرمیکنه.دختربیچاره زیر مشت و لگد بقیه جونی براش نمونده.توی دلش هزار دفعه این گروه لعنتی رو نفرین میکنه.به زور بلند میشه و شروع به دویدن میکنه.باید جون خودشو نجات بده ولی فایده ای نداره.به ته راهرو میرسه.همه به چشم یه طعمه بهش نگاه میکنن.نمیتونه این طوری بمیره.به دورو برش نگاه میکنه.چشمش به شیشه ی شکسته ی رو زمین میفته.خم میشه و برش میداره و روی گردنش میگیره.

میونگ سو:چیه؟مگه همینو نمیخواستین؟شماها و اون F4مسخرتون همتون اشغالین.اشغالایی که فقط چون پولدارن.فکر میکنن دنیا مال اوناست.باشه من خودمو میکشم.ولی بدونین این گروه مسخره به فکر هیچ کدومتون نیست

وارد مدرسه میشه.از طرف اشپزخونه ی مدرسه مواد غذایی سفارش داده بودن.مدرسه خلوت خلوت بود.حتی یه نفرم تو حیاط نبود

گیون سوک:اهههههههههه.عجب مدرسه ی بزرگیه.چقدر پول میخواد؟.ولی چرا هیشکی نیست.برمیگرده و به پشت سرش نگاه میکنه.متوجه ازدحام جمعیت در یه قسمت مدرسه میشه.راه میفته اما وقتی میرسه ازدیدن منظره ی روبروش شوکه میشه.یه دختر با صورت خونی گوشه ی دیوار وایستاده و یه شیشه رو رو گردنش گرفته.انگار قصد خودکشی داره.هیشکی کاری نمیکنه.همه دارن با گوشیاشون فیلم میگیرن.دختر شیشه رو سفت تر روگلوش فشار میده.انگار تصمیمشو گرفته بود.باید یه کاری میکرد جلو میره

گیون سوک:هیییییی.چی کار میکنی؟واسه چی میخوا خودتو بکشی؟تو که تو همچین مدرسه ی عالی درس میخونی.پس چرا میخوای خودتو بکشی؟

میونگ سو پوزخندی میزنه و میگه:ببینم تا حالا اسم گروه F4رو شنیدی؟

گیون سوک:اف چی؟چیه؟خوردنیه؟

میونگ سو:درست دقیقه ای که کارت قرمز ازشون دریافت کنی به طعمه ای واسه کل مدرسه تبدیل میشی؟جهارتا دختر عوضی که از هیچی نمیترسن

گیون سوک:ببین من نمیفهمم تو چی میگی تنها چیزی که الان مهمه اینه که اون شیشه رو بذاری زمین.واسه چی باید از 4تا دختر بترسی؟با این کارت فقط بیشتر بهشون میدون میدی.باید جلوشون وایستی

میونگ سو لبخندی میزنه و میگه:.تو ادم خیلی خوبی هستی.دوست دخترت خیلی خوش شانسه که کسی مثل تورو داره

گیون سوک:من دوست دختر ندارم.راستش.....

متوجه میشه که دختر میخواد کارو تموم کنه.تو لحظه ی اخر به سمت دختر میدوه و شیشه رو از دستش میگیره و مانع دختر میشه

از فردا عکسش همه جا پخش میشه.اینترنت.تلویزیون.روزنامه ها و.........تبدیل شده بود به اسطوره ی نجات.همه جا ازش حرف میزدن.شینهوا تبدیل شده بود به طعمه ی مردم عادی.همشون از شینهوا متنفر شده بودن.شرایط خیلی سخت شده بود

شینهوا گروپ

تو اتاقش پشت میزش نشسته و به اخباری که علیه شینهوا و F4پخش میشه گوش میده.تلویزیونو خاموش میکنه و سرشو رو میز میذاره.باید چیکار میکرد؟درباز میشه.سرشو بلند میکنه و با دیدن جیهو و ییجونگ و ووبین لبخندی میزنه

ووبین:چی شده مرد؟این چه قیافه ایه؟تو مثلا گو جون پیویی

جونپیو:با این اخبار چطور میتونم خوب باشم.نمیبینی دخترا چه دست گلی به اب دادن؟

یی جونگ:از تو بعیده این حرفا رو بزنی.هرچی باشه اونا بچه های مان

جونپیو:موضوع ما فرق داشت.اونا4تا دخترن

ییجونگ:مهم نیست که دخترن.در ضمن یادت رفته ما رو یه دختر تغییر داد.خب هنگامه هم بچه ی همون دختره دیگه

ووبین:بچه ی گیوم جندی و گوجون پیو.رییس f4

جونپیو:احساس میکنم تاریخ تکرار میشه.این پسره که بهش میگن مرد اعجاب انگیز.کارای بچه ها.مردمی که علیه شین هوان

جیهو:فقط بذار همه چی روال عادی خودشو طی کنه.اگه این تکرا تاریخه.پس راه حل دست خودمونه

هر چهانفر بهم نگاه میکنن و لبخندی میزنن.حرف جیهو درست بود.پس اونا فقط باید زمینه رو اماده میکردن

جونپیو:فردا منشی کیم رو میفرستم دنبال کارای ثبت نام پسره.

یی جونگ:من نگرانم

جیهو:از چی؟

یی جونگ:از این که اون پسره ی بدبخت رو بکشن.دخترای ما از خودمون خطرناک ترن

ووبین:حتی یه سرصدم هم اخلاقشون به مادرشون نرفته

جونپیو:اخلاق هنگامه به عنوان یه دختر زیاد خوب نیست ولی برای جانشین شینهوا گروپ عالیه

ووبین:تو خیلی خوشبختی که هنگامه با جانشینی مشکل نداره.ساینا که میگه اگه مجبورش کنم جانشین ایلشین بشه خودکشی میکنه

یی جونگ:ولی انیتا تو هنر به من رفته.کارای دستیش بی نظیره.حتی از منم بهتره

جیهو:یلدا که به پزشکی علاقه ای نداره.بیشتر به خوانندگی علاقه نشون میده.تنها وجه اشتراکش با من تو موسیقیه

جونپیو:امیدوارم که با ورود این پسره به مدرسه مشکلی واسه دخترا پیش نیاد

یی جونگ:اونا هم به یه جرقه نیاز دارن.فکر کن اگه جندی نبودش ما هنوزم همونF4پرمدعا و شر بودیم.جندی بود که عوضمون کرد و مارو به اینجا رسوند.شاید کلید حل معمای دخترا هم اون پسر باشه

جونپیو:شاید.باید دید

ووبین:فکر کنم خیلی مهیج بشه.ماجراهای F4با یه پسر.ببینم کدوم یکی از دخترا با پسرا رابطه ی خوبی داره؟

جونپیو:معلومه دیگه.دختر تو و یی جونگ.مثل باباهاشون کازانوان.

ووبین:خیلی ممنون از تعریفتون

جونپیو:فعلا این مهم نیست.باید به منشی کیم بگم بره دنبال کارای این پسره.گوشیشو برمیداره.الو......منشی کیم.یه کاری داشتم.میخواستم که.........



پنجشنبه چهارم آبان 1391 |

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

 

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ